۱۳۸۶ دی ۵, چهارشنبه

مبنای فیلم عاشق هم مثل کلاغ پر : شعور بیننده = صفر(البته اگر منفی نباشد)ا

متاسفم واقعا برای صنعت سینما متاسفم برای کسانی مثل خودم که هر فیلمی میاد رو به امید اینکه شاید این یکی حرفی برای گفتن داشته باشه به سینما می رن متاسفم برای اونایی که چشم مارو به سر در سینما خشک کردن تا فیلم سنتوری بیاد ولی نذاشتن بیاد چون گفتن در سطح کیفی سینمای ایران نیست متاسفم برای همونا متاسفم چون به فیلمی مثل عاشق که نه تنها شعور بیننده رو منفی قلمداد کرده بلکه به نظر اقایان در سطح کیفی سینمای ایران بود مجوز دادن اما سنتوری .....برای سازندگان فیلم عاشق متاسفم چون فکر کردن با سوژه فیلم اشکها و لبخندها می تونن یه فیلم حداقل عامه پسند بسازند اما باور کنید حتی اگر از فیلم فوق ضایعی مثل کلاغ پر خوشتان آمده باشد (یا حتی صرفا به جای تنفر برایتان بی تفاوت بوده باشد ) با دیدن عاشق از زندگیتان سیر می شوید .
دنیا به کجا می رود ما به کجا؟
فکر کنم کارتون "رتتویی " یا "بی مووی "را دیده باشید (ببخشید فارسی نوشتم ولی فونت خارجی داخل فونت داخلی جواب نمی ده ) اگرم ندیدید توصیه اکید من اینه که هر دو کارتون را ببینید خصوصا هم نداره هر دوی آنها رو باید دید (هر چند منتقدان "رتتویی " رو بیشتر تحویل گرفتن وقطعا هم بهتره )ولی هر دو شاهکارن می دونین چرا؟ برای اینکه سازندگانش علاوه بر اینکه شعور بیننده را کف در نظر نگرفتن برای کار خودشون هم ارزش قائل شدن :
رتتویی : برای هر چه بیشتر نزدیک شدن به فضای قصه گروه به مدت دو هفته به پاریس رفتن مثلا برای بازسازی فاضلاب پاریس مدت ها در فاضلاب های طبیعی و در کنار موش های طبیعی فاضلاب مشغول طراحی بودندو در ضمن برای خلق غذای دیجیتالی که خوشمزه هم به نظر برسد انیماتور ها به یک کلاس حرفه ای آشپزی در سانفرانسیسکو فرستاده شدن تا متوجه بشوند چگونه در یک رستوران شیک و پیک پنج ستاره غذا می پزند.....ه
بی مووی : اعضای گروه برای اینکه بتوانند هر چه بیشتر حالت زنبورها را در هوا در بیاورند و در حقیقت مارا به همراه آنها پرواز دهند چند نرم افزار مختلف اختراع کردن نتیجه کار شگفت انگیز از آب درآمدبسیاری از صحنه های فیلم آنقدر قوی و خوب ما را با پرواز زنبور ها همراهی می کند که قطعا پایمان سست خواهد شد شعار تبلیغاتی فیلم هم این است : آیا به اندازه کافی پرواز کرده اید ؟
اون وقت ما فکر می کنیم هی زرت و زرت کشف جوونای چشم رنگی خوشتیپ برامون کافیه. اونوقت فیلم های ما یک میلیون برابر کمتر از انیمیشن های اونا واقعی و ملموس از آب در می اد و آیا این جای تاسف نداره ؟می دونم بودجه رتتویی و بی مووی هر کدام صد و پنجاه میلیون دلار بوده و بودجه فیلم های ما ..... ولی باور کنید فقط کافیه برای هر کار کوچکی که انجام می دیم ارزش قائل بشیم و سعی کنیم به بهترین نحو انجامش بدیم در ضمن دانشش رو هم داشته باشیم
در انتها هم باید بگم فیلم اتوبوس شب رو از دست ندید بر خلاف کلاغ پر و عاشق و توفیق اجباری ( که باید اعتراف کنم یه فیلم زرد تقریبا خوش ساخت بود ولی اگه نبینید قطعا چیزی رو از دست نمی دید) اتوبوس شب حرف هایی برای گفتن داره