۱۳۸۶ خرداد ۴, جمعه

نمیشه رو تو حساب کرد مثل آفتاب زمستون
میری بی خبر ،نگفته ، میشی باز دوباره مهمون
نمیشه حتی کمت کرد از تو جمع دلخوشیهام
تو نباشی دیگه از من چی میمونه؟
جز یه تنها

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر